ترجمه "hurl" به فارسی
شلیک کردن, پرتاب, پرت کردن بهترین ترجمه های "hurl" به فارسی هستند.
hurl
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To throw (something) with force. [..]
-
شلیک کردن
verbthrow with force
-
پرتاب
nounHe had watched as the man hurled it straight back at the enemy.
مرد مزبور آن را یک راست به طرف دشمن پرتاب نموده بود.
-
پرت کردن
verbI hurled my body off the porch, letting the fire rip me apart midair.
خودم رو روی ایوان پرت کردم و اجازه دادم گرما توی سرم به پیچه.
-
ترجمه های کمتر
- پرت
- افکندن
- لگد
- افکنش
- فروانداختن
- برانداختن
- (با زور و شدت) حرکت کردن یا دادن
- (با زور و شدت) پرتاب کردن
- (با شدت و حرارت) گفتن
- (بیس بال) توپ را انداختن
- آماج قرار دادن
- به زیرافکندن
- جهش کردن
- پرتاب کردن
- پرخاش کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hurl " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن