ترجمه "husband" به فارسی
شوهر, شو, شوی بهترین ترجمه های "husband" به فارسی هستند.
husband
verb
noun
دستور زبان
A man in a marriage or marital relationship, especially in relation to his spouse. [..]
-
شوهر
verb nounmale partner in marriage [..]
And you take part in our lives like a normal, everyday father and husband.
و شما را در زندگی ما مانند A ، پدر عادی روزمره و شوهر.
-
شو
nounmale partner in marriage
I met your husband before I ever met you.
قبل از اينکه با تو آشنا بشم ، همسرت رو ديده بودم.
-
شوی
nounmale partner in marriage
thus do I give myself to be thy husband.
بنابراین من خود را به عنوان شوی و همسر شرعی و قانونی به تو تفویض میکنم.
-
ترجمه های کمتر
- شی
- مرد
- بعل
- خانسالار
- رهوش
- گرداندن
- نر
- (با تدبیر و حرفه جویی و مال اندیشی) اداره کردن
- (خاک یا محصول) به عمل آوردن
- (قدیمی) خانه خدای
- (قدیمی) شوهر دادن
- (قدیمی) شوهر شدن
- (قدیمی) کشت کردن
- اندوزگری کردن (با دقت و مال اندیشی) مصرف کردن
- بهره برداری کردن
- زناشویی کردن
- سرپرست خانواده
- صرفه جویی کردن
- مرد زن دار
- مرد متاهل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " husband " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "husband" با ترجمه به فارسی
-
از · بی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن