ترجمه "hyacinth" به فارسی
سنبل, گل سنبل, یاقوت بهترین ترجمه های "hyacinth" به فارسی هستند.
hyacinth
noun
دستور زبان
Any bulbous plant of the genus Hyacinthus, native to the Mediterranean and South Africa. [..]
-
سنبل
nounplant of the genus Hyacinthus [..]
At any rate, however, I am pleased that you have learnt to love a hyacinth.
در هر حال، خوشحالم که به سنبل علاقه پیدا کردهاید.
-
گل سنبل
nounI have just learnt to love a hyacinth.
تازگیها از گل سنبل خیلی خوشم میآید.
-
یاقوت
noun
-
ترجمه های کمتر
- (قدیمی) جواهر آبی رنگ
- (گیاه شناسی) سنبل (جنس Hyacinthus از خانواده ی lily)
- سنبل ایرانی
- قرمز مایل به آبی
- پیاز سنبل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hyacinth " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hyacinth
proper
(rare) A male given name. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Hyacinth" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hyacinth در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "hyacinth"
عباراتی شبیه به "hyacinth" با ترجمه به فارسی
-
جنس سنبل · سنبلها · هیاسنتوس
-
جنس کلاغک · سوسنهاي تاكي · موسکاری
-
(گیاه شناسی) سنبل آبی (Eichhornia crassipes) · ایکورنیا کراسیپس · سنبل آبي
-
(گیاه شناسی) سنبل جنگلی (Scilla nonscripta)
-
کلاغک
-
(گیاه شناسی) سنبل وحشی (Camassia scilloides - بومی امریکا)
-
دوليكوس لابلاب · دوليكوس پورپورئوس · لابلاب نيجر · لابلاب ولگاريس · لابلاب پورپورئوس · لوبيا · لوبياهاي بوناويست · لوبياهاي دوليكوس · لوبياهاي سفيد هندي · لوبياهاي علوفهاي
-
(گیاه شناسی) سنبل تاکی (جنس Muscari از تیره ی سوسن)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن