ترجمه "hydraulic" به فارسی

هیدرولیک, هیدرولیکی, آبفشاری بهترین ترجمه های "hydraulic" به فارسی هستند.

hydraulic adjective verb دستور زبان

Pertaining to water [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هیدرولیک

    adjective

    Having to do with water

    Something's wrong with the hydraulics down in the nose wheel.

    برای هیدرولیک های چرخ سمت دماغه هواپیما یه اتفاقی افتاده.

  • هیدرولیکی

    adjective

    Related to hydraulics [..]

    Got a hydraulic lift for the cars.

    اینجا هم یه جک هیدرولیکی واسه ماشینا داریم

  • آبفشاری

    adjective

    Having to do with water

  • ترجمه های کمتر

    • روغنی
    • (آنچه که با نیروی مایعات کار کند) آبی
    • (آنچه که در آب می ماسد و سخت می شود) آب ماس
    • (وابسته به هیدرولیک یا آب نیرو شناسی) آب نیرو شناسانه
    • آب نیرویی
    • آبانه (ای)
    • آبانه شناسانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hydraulic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hydraulic
+ اضافه کردن

"Hydraulic" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hydraulic در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "hydraulic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hydraulic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه