ترجمه "hydro" به فارسی

برقاب, (انگلیس - عامیانه) چشمه ی آب معدنی (یا هرجا که برای آب درمانی به آن می روند), (عامیانه) بهترین ترجمه های "hydro" به فارسی هستند.

hydro adjective noun دستور زبان

(uncountable) hydroelectric power [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برقاب

  • (انگلیس - عامیانه) چشمه ی آب معدنی (یا هرجا که برای آب درمانی به آن می روند)

  • (عامیانه)

  • ترجمه های کمتر

    • (کانادا) هیدروالکتریک
    • آب درمانگاه
    • برقاب نیرو
    • نیروگاه برقابی
    • نیروگاه هیدروالکتریک
    • نیروی هیدروالکتریک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hydro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Hydro دستور زبان

(Canada) an electric utility

+ اضافه کردن

"Hydro" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hydro در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "hydro" با ترجمه به فارسی

  • آب · آبانه [hydrometer] · هیدروژن دار · هیدروژنی [hydrocyanic acid]
اضافه کردن

ترجمه های "hydro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه