ترجمه "hydroplane" به فارسی
سوارشدن, (رانندگی اتومبیل در جاده های خیس) لیز خوردن, (سکان افقی که موجب فرورفتن یا بالا آمدن زیردریایی می شود) باله ی زیردریایی بهترین ترجمه های "hydroplane" به فارسی هستند.
hydroplane
verb
noun
دستور زبان
To skim the surface of a body of water while moving at high speed. [..]
-
سوارشدن
-
(رانندگی اتومبیل در جاده های خیس) لیز خوردن
-
(سکان افقی که موجب فرورفتن یا بالا آمدن زیردریایی می شود) باله ی زیردریایی
-
ترجمه های کمتر
- (مانند هواپیمای آباله دار) روی آب سر خوردن
- (کشتی آباله دار را) راندن
- (کشتی یا قایق) آباله دار
- آب باله دار (رجوع شود به hydrofoil)
- آباله ی هواپیما (که آنرا قادر می کند برآب فرود آید)
- رجوع شود به seaplane
- کشتی اسکی دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hydroplane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hydroplane"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن