ترجمه "hygiene" به فارسی
بهداشت, نظافت, پاکیزگی بهترین ترجمه های "hygiene" به فارسی هستند.
hygiene
noun
دستور زبان
The science of health, its promotion and preservation. [..]
-
بهداشت
nounconditions and practices that promote and preserve health [..]
Larry didn't know how much she knew about hygiene, but she was great on oral.
لری نمیدانست که ماریا چقدر راجع به بهداشت میدانست ولی کار او در مورد دهان خیلی خوب بود.
-
نظافت
First we work on personal hygiene, then we move on to the shopping.
به محض اینکه به نظافت شخصی رسیدی برای خرید لباس میریم
-
پاکیزگی
-
ترجمه های کمتر
- حفظالصحه
- بهداشت شناسی (علم سلامتی و حفظ آن و پیشگیری)
- حفظ الصحه
- مراعات اصول بهداشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hygiene " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hygiene
-
بهداشت، علم بهداشت
عباراتی شبیه به "hygiene" با ترجمه به فارسی
-
بهداشت جنسی · بهداشت ژادی
-
(دانش بهداشت) بهداشت شناسی · بهداشت · حفظ الصحه
-
درمان روانی
-
عامل سلامت کار
-
بهداشت دندان
-
نظریه انگیزش و سلامت کار
-
مدیریت سلامت کار
-
بهداشت گوشت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن