ترجمه "hypercritical" به فارسی
ایرادگیر, ایرادی, خرده گیر بهترین ترجمه های "hypercritical" به فارسی هستند.
hypercritical
adjective
دستور زبان
Meticulously or excessively critical. [..]
-
ایرادگیر
-
ایرادی
-
خرده گیر
-
ترجمه های کمتر
- عیب جو
- نق نقو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hypercritical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hypercritical" با ترجمه به فارسی
-
آدم بیش از حد ایرادگیر · آدم دیرپسند · آدم عیب جو
-
با خرده گیری بیش از اندازه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن