ترجمه "hypostasis" به فارسی

زيرايستايي, آريتمي, آپوپلكسي بهترین ترجمه های "hypostasis" به فارسی هستند.

hypostasis noun دستور زبان

(medicine, obsolete) A sedimentary deposit, especially in urine. [14th-19th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زيرايستايي

  • آريتمي

  • آپوپلكسي

  • ترجمه های کمتر

    • سياتوز
    • هماتوم
    • ذات
    • عیسی
    • اصل
    • (فرونشانی یا روپوشانی ژن توسط ژن دیگری که allele یا دگره ی آن نیست) زیر ایستایی
    • (فلسفه ی مسیحیت) هریک از سه عامل تثلیت (خدا
    • (فلسفه) گوهر
    • (پزشکی) انباشتگی خون در پاها و اندام زیرین (در اثر کمی گردش خون)
    • (پزشکی) رسوب
    • آمیزش و یکی شدن ذات الهی و ذات انسانی در عیسی مسیح (نام کامل آن : unionhypostatic)
    • اختلالات فشار خون
    • اختلالات قلبي-عروقي
    • اختلالات مغزي-عروقي
    • اختلالات گردش خوني
    • بیماریهای قلبی-عروقی
    • تنگي رگ
    • ته نشین سازی
    • روح القدس)
    • سكته مغزي
    • ناكارايي عروقي
    • کنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hypostasis " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hypostasis" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه