ترجمه "ice cream" به فارسی
بستنی, آیسکریم, يخها بهترین ترجمه های "ice cream" به فارسی هستند.
ice cream
noun
دستور زبان
(uncountable) A dessert made from frozen sweetened cream or a similar substance, usually flavoured. [..]
-
بستنی
noundessert [..]
I wonder where the ice cream is. Do you think Tom could have eaten it all?
نمی دانم آن بستنی کجاست. فکر می کنی تام ممکن است تمام آن را خورده باشد؟
-
آیسکریم
noun -
يخها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ice cream " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ice cream"
عباراتی شبیه به "ice cream" با ترجمه به فارسی
-
بستنی چوبی
-
بستنی ناپلی (بستنی لایه لایه و رنگارنگ)
-
بستنی نونی
-
بستنی وانیلی
-
بستنی
-
بستنی شکلاتی
-
بستنی قیفی
-
بستنی قیفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن