ترجمه "icefall" به فارسی

یخشار, (در یخرودها - توده ی یخ خرد شده در پایان یخرود به ویژه در جایی که شیب تند دارد) یخشار, آبشار یخی بهترین ترجمه های "icefall" به فارسی هستند.

icefall noun دستور زبان

A relatively rapid and turbulent flow of ice, somewhat analogous to a waterfall [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یخشار

  • (در یخرودها - توده ی یخ خرد شده در پایان یخرود به ویژه در جایی که شیب تند دارد) یخشار

  • آبشار یخی

    These are some climbers reaching the top of the icefall just at sun-up.

    اینها چندتا کوهنورد هستند که در طلوع خورشید به سمت بالای آبشار یخی حرکت می کنند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " icefall " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "icefall" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه