ترجمه "iconography" به فارسی

فرتورشناسی, (جمع) تصویرها و (غیره ی) هنرمند یا دوران هنری بخصوص, (شناخت نمادها و مطالب و موضوعات هنرهای بصری و رده بندی و تفسیر آنها) نگاره شناسی بهترین ترجمه های "iconography" به فارسی هستند.

iconography noun دستور زبان

A set of specified or traditional symbolic forms associated with the subject or theme of a stylized genre of art [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرتورشناسی

  • (جمع) تصویرها و (غیره ی) هنرمند یا دوران هنری بخصوص

  • (شناخت نمادها و مطالب و موضوعات هنرهای بصری و رده بندی و تفسیر آنها) نگاره شناسی

  • ترجمه های کمتر

    • (هنر نشان دادن از راه تصویر و تندیس و غیره) پیکر نگاری
    • تندیس پردازی
    • رجوع شود به iconology
    • پیکر شناسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " iconography " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "iconography" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه