ترجمه "idiom" به فارسی

اصطلاح, زبان زد ـ زبانزد, کنایه بهترین ترجمه های "idiom" به فارسی هستند.

idiom noun دستور زبان

A manner of speaking, a way of expressing oneself. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصطلاح

    noun

    expression peculiar to a given language [..]

    there was not a trace of warmth or idiom left to color her voice.

    گرمای چاشنی یا اصطلاح در گفتارش نبود.

  • زبان زد ـ زبانزد

    noun

    expression peculiar to a given language [..]

  • کنایه

    noun

    combination of words that has a figurative meaning [..]

  • ترجمه های کمتر

    • لهجه
    • زبانزد
    • گویش
    • مکالمه
    • گفتگو
    • زبان محلی
    • سبک منحصر به فرد
    • سبک ویژه
    • نحوه ی بیان
    • گویش حرفه ای یا صنفی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " idiom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "idiom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "idiom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه