ترجمه "idolization" به فارسی

پرستش, پرستش چیزی مانند بت - نوازش زیاد - بت پرستی بهترین ترجمه های "idolization" به فارسی هستند.

idolization noun دستور زبان

the act of idolizing, adoring or worshiping, especially to excess [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرستش

    noun

    He says he idolizes my daughter, does he?

    نه اینکه ادعامیکند دخترم را به حد پرستش دوست دارد؟

  • پرستش چیزی مانند بت - نوازش زیاد - بت پرستی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " idolization " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "idolization" با ترجمه به فارسی

  • (در مذاهب یکتاپرست - هر الهه یا دارگونه یا خدا به جز خداوند یکتا) خدای دروغین · (قدیمی - هر چیزی که وجود ندارد ولی دیده می شود مانندتصویر روی آینه) ناهستو · (مهجور) تندیس · (مهجور) دغلکار · (هرچیزی که زیاده تحسین و تقدیس شود)صنم · bot · بت · بغ · دژ اندیشه · شیاد · صنم · عقیده ی باطل (که موجب اشتباه در استدلال یا تفکر شود) · معبود · ناهست · نمونه کامل · پرسته · پیکر · پیکره · کمال
  • (هنرپیشه) محبوب زنان
  • بیلی آیدل
  • بت پرست
  • (به طور نامعقول) پرستیدن · بت ساختن · بت ساختن (از) · بیش از حد تحسین کردن · تبدیل به بت کردن · حرمت کردن · زیاده ستودن · پرستش کردن
  • (قدیمی) عقیده ی باطل · اندیشه ی نادرست · دژ اندیشه · رجوع شود به idolatry
  • (در مذاهب یکتاپرست - هر الهه یا دارگونه یا خدا به جز خداوند یکتا) خدای دروغین · (قدیمی - هر چیزی که وجود ندارد ولی دیده می شود مانندتصویر روی آینه) ناهستو · (مهجور) تندیس · (مهجور) دغلکار · (هرچیزی که زیاده تحسین و تقدیس شود)صنم · bot · بت · بغ · دژ اندیشه · شیاد · صنم · عقیده ی باطل (که موجب اشتباه در استدلال یا تفکر شود) · معبود · ناهست · نمونه کامل · پرسته · پیکر · پیکره · کمال
  • (در مذاهب یکتاپرست - هر الهه یا دارگونه یا خدا به جز خداوند یکتا) خدای دروغین · (قدیمی - هر چیزی که وجود ندارد ولی دیده می شود مانندتصویر روی آینه) ناهستو · (مهجور) تندیس · (مهجور) دغلکار · (هرچیزی که زیاده تحسین و تقدیس شود)صنم · bot · بت · بغ · دژ اندیشه · شیاد · صنم · عقیده ی باطل (که موجب اشتباه در استدلال یا تفکر شود) · معبود · ناهست · نمونه کامل · پرسته · پیکر · پیکره · کمال
اضافه کردن

ترجمه های "idolization" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه