ترجمه "igneous" به فارسی
آتشفشانی, اشتعالی, آتشین بهترین ترجمه های "igneous" به فارسی هستند.
igneous
adjective
دستور زبان
Pertaining to, having the nature of fire; containing fire; resembling fire; as, an igneous appearance [..]
-
آتشفشانی
A prospector may find tiny quantities of gold inside igneous rocks.
ممکن است جویندهٔ طلا مقدار خیلی کمی طلا را در صخرههای آتشفشانی بیابد.
-
اشتعالی
-
آتشین
-
ترجمه های کمتر
- (سنگ شناسی) آذرین
- آتش سان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " igneous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "igneous" با ترجمه به فارسی
-
خاکهای سنگ آذرین
-
سنگ آذرین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن