ترجمه "ignoble" به فارسی

پست, فرومایه, عامی بهترین ترجمه های "ignoble" به فارسی هستند.

ignoble adjective دستور زبان

Not noble; plebeian; common. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پست

    noun adjective

    and stinging insects leading up by long chains of petty and ignoble contacts to royal culminations and lordly achievements.

    و نیش حشرات موذی میگذرد و از طریق زنجیرههای طولانی تماسهای کوچک و پست به عرش اعلا و دستاوردهای خدا گونه میرسد.

  • فرومایه

    In a silky voice he used to talk obscurely: he had a wit, though of a malignant and often ignoble kind.

    چیزهای بسیار زننده را با لحنی نوازشگر میگفت: طبعیبذلهگو، اما بدجنس و غالبا هم رذل و فرومایه داشت.

  • عامی

  • ترجمه های کمتر

    • زبون،پست، کم ارزش
    • ناکس
    • جزو عوام
    • خفت بار
    • شرم آور
    • غیر اشرافی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ignoble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ignoble" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ignoble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه