ترجمه "ignored" به فارسی
چشم پوشی کردن ترجمه "ignored" به فارسی است.
ignored
adjective
verb
Simple past tense and past participle of ignore. [..]
-
چشم پوشی کردن
The scent of her skin set my throat burning, but it was easy to ignore.
بوی پوستش انتهای گلویم را میسوزاند اما میشد از آن چشم پوشی کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ignored " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ignored" با ترجمه به فارسی
-
(با: of) بی خبر · از روی بی دانشی · از روی نادانی · بی اطلاع · بی دانش · بی معرفت · بی هوش · بیسواد · جاهل · جاهلانه · فرناس · ناآموخته · ناآگاه · نادان · نافرهیخته
-
(حقوق - به خاطر فقدان دلیل و مدرک کافی) حکم کیفر خواست را رد کردن) · اعتنا نکردن · برسمیت نشناختن · زیرسیبلی رد کردن · محل نگذاشتن به · نادیده انگاشتن · نادیده پنداشتن · نادیده گرفتن · چشمپوشی کردن · کاستن · کم محلی کردن به
-
نادانی سعادت است
-
توسل به نادانی
-
بی خبر
-
بی اطلاعی · بی خبری · بی خردی · بی دانشی · بی معرفتی · جهالت · جهل · فرناس · ناآگاهی · نادانی · ناشناسی · ندانستن
-
(با: of) بی خبر · از روی بی دانشی · از روی نادانی · بی اطلاع · بی دانش · بی معرفت · بی هوش · بیسواد · جاهل · جاهلانه · فرناس · ناآموخته · ناآگاه · نادان · نافرهیخته
-
بی اطلاعی · بی خبری · بی خردی · بی دانشی · بی معرفتی · جهالت · جهل · فرناس · ناآگاهی · نادانی · ناشناسی · ندانستن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن