ترجمه "ilium" به فارسی

استخوان تهيگاه, استخوان تهیگاهی, ایلیوم بهترین ترجمه های "ilium" به فارسی هستند.

ilium noun دستور زبان

(anatomy, obsolete) The ileum. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان تهيگاه

  • استخوان تهیگاهی

  • ایلیوم

  • ترجمه های کمتر

    • (کالبد شناسی - بخش پهن و فرازین استخوان لگن) استخوان تهیگاهی
    • استخوان شرمگاهي
    • استخوان لگن
    • استخوان نشيمنگاه
    • نام لاتین شهر نیمه افسانه ای تروی (که هومر از آن نام می برد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ilium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ilium proper noun

another name of Troy [..]

+ اضافه کردن

"Ilium" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ilium در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ilium"

اضافه کردن

ترجمه های "ilium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه