ترجمه "illegitimate" به فارسی
غیرقانونی, حرامزاده, ناروا بهترین ترجمه های "illegitimate" به فارسی هستند.
illegitimate
adjective
noun
دستور زبان
Illegal; against the law. [..]
-
غیرقانونی
They'll call it an illegitimate Congress, and they'd be right.
اسم اون کنگره رو هم میذارن کنگره غیرقانونی ، و حق هم با اوناست
-
حرامزاده
nouni'm an illegitimate son but the son of dragon, jang!
من یک حرامزاده هستماما پسر اژدهای بزرگ جانگ هستم!
-
ناروا
any people whatsoever — was illegitimate.
— حال هر فردی از آحاد مردم كه باشد— ناروا است.
-
ترجمه های کمتر
- غیرمستدل
- نامجاز
- ناموجه
- ناوارد
- ناباب
- قدغن
- نامعقول
- سند
- غلط
- (فرزند) نامشروع
- (واژه و عبارت) غیرمصطلح
- حرام زاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " illegitimate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "illegitimate" با ترجمه به فارسی
-
عورشم ريغ هچب
-
بطور نامشروع
-
عورشم ريغ هچب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن