ترجمه "illicit" به فارسی

نامشروع, قاچاق, غیرقانونی بهترین ترجمه های "illicit" به فارسی هستند.

illicit adjective دستور زبان

(law) Lacking licitness, but not invalid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامشروع

    Not conforming to, permitted by, or recognised by law or rules.

    So you drifted into this illicit relationship because you're unhappy.

    بنابراين شما اين رابطه نامشروع رو شروع کردين چون تو خونه خودتون افسرده شده بودين

  • قاچاق

    adjective

    The best place to hide illicit things is right next to legitimate ones.

    بهترین جا برای قایم کردن چیزای قاچاق درست کنار چیزای قانونیه

  • غیرقانونی

    detection of illicit goods in containers and so on.

    یافتن مواد غیرقانونی در بار و غیره.

  • ترجمه های کمتر

    • ممنوع
    • غیرمجاز
    • قدغن
    • ناروا
    • بی اجازه
    • حرام زاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " illicit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "illicit" با ترجمه به فارسی

  • قاچلق · ممنوعیت · ناروایی · نامشروعی
اضافه کردن

ترجمه های "illicit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه