ترجمه "immune" به فارسی
مصون, ایمن, بخشوده بهترین ترجمه های "immune" به فارسی هستند.
immune
adjective
verb
noun
دستور زبان
(epidemiology) A person who is not susceptible to infection by a particular disease [..]
-
مصون
adjectiveBut boys are not immune to this either.
ولی پسرا هم مقابل این قضیه مصون نیستن.
-
ایمن
who had no immunity to them at all.
نسبت بهشون ایمن نبودند.
-
بخشوده
-
ترجمه های کمتر
- مستثنی
- معاف
- (معمولا با: against یا from) در پناه
- به کنار
- در امان
- مورد حراست
- ناشنوا (نسبت به التماس و غیره)
- نفوذ ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immune " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "immune" با ترجمه به فارسی
-
بیماری ایذر (acquired immuno deficiency syndrome هم می نویسند) · بیماری سیدا
-
رجوع شود به antibody
-
ايمني آغوزی · ايمني جفتي · ايمني جفتگذر · ايمني جنيني · ايمني روياني · ايمني زدهاي · ايمني نوزاد · ایمنی مادری
-
ايمني آغوزی · ايمني جفتي · ايمني جفتگذر · ايمني جنيني · ايمني روياني · ايمني زدهاي · ايمني نوزاد · ایمنی مادری
-
ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن