ترجمه "immunity" به فارسی

مصونیت, ایمنی, معافیت بهترین ترجمه های "immunity" به فارسی هستند.

immunity noun دستور زبان

(uncountable) The state of being insusceptible to something; notably: [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مصونیت

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    The deal was you testify, then you get immunity.

    قرار بود تو اول شهادت بدی بعد اون توافقنامه ی مصونیت رو بدی

  • ایمنی

    noun

    Right now, it is dormant in their immune systems.

    در حال حاضر در سیستم ایمنی اونا غیرفعاله.

  • معافیت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خودايمني
    • پيشزينهاري
    • بخشودگی
    • ازادی
    • استثنا
    • (پزشکی) ایمنی
    • آسیب ناپذیری
    • ايمني اختصاصي
    • ايمني حفاظتي
    • ايمني طبيعي
    • ايمني فعال
    • ايمني متقاطع
    • ايمني موضعي
    • ایمنی (پزشکی)
    • تحمل ايمني طبيعي
    • دستگاه ايمني
    • كمپلكس ام.اچ.سي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immunity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "immunity" با ترجمه به فارسی

  • بیماری ایذر (acquired immuno deficiency syndrome هم می نویسند) · بیماری سیدا
  • ايمني آغوزی · ايمني جفتي · ايمني جفتگذر · ايمني جنيني · ايمني روياني · ايمني زدهاي · ايمني نوزاد · ایمنی مادری
  • ايمني آغوزی · ايمني جفتي · ايمني جفتگذر · ايمني جنيني · ايمني روياني · ايمني زدهاي · ايمني نوزاد · ایمنی مادری
  • ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
اضافه کردن

ترجمه های "immunity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه