ترجمه "immure" به فارسی
مجزاکردن, حبس کردن, در دیوار مدفون کردن بهترین ترجمه های "immure" به فارسی هستند.
immure
verb
noun
دستور زبان
to put or bury within a wall [..]
-
مجزاکردن
-
حبس کردن
-
در دیوار مدفون کردن
-
ترجمه های کمتر
- در زندان نهادن
- در چهاردیواری محصور کردن
- زندانی کردن
- لای جرز گذاشتن
- لای دیوار گذاشتن
- منزوی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "immure" با ترجمه به فارسی
-
اسارت · توقیف · حبس · دیوار بند · نگاهداری · گرفتاری
-
اسارت · توقیف · حبس · دیوار بند · نگاهداری · گرفتاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن