ترجمه "impermanence" به فارسی
ناپایداری, بیدوامی بهترین ترجمه های "impermanence" به فارسی هستند.
impermanence
noun
دستور زبان
Want of permanence or continued duration. [..]
-
ناپایداری
body and material things are "transient, not permanent" - a spiritual concept in Buddhism, Hinduism and Jainism
I don't think Laura needs reminding of life's impermanence.
فکر نکنم نیاز باشه لورا رو به یاد ناپایداری زندگی بندازیم.
-
بیدوامی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impermanence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impermanence" با ترجمه به فارسی
-
بیدوامی · ناپایداری
-
زوال پذیر · زودگذر · غیردایم · موقت · موقتی · ناجاوید · ناهماره · ناپایا · ناپایدار · گذرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن