ترجمه "implication" به فارسی
پیامد, معنی, اهمیت بهترین ترجمه های "implication" به فارسی هستند.
implication
noun
دستور زبان
(uncountable) The act of implicating. [..]
-
پیامد
logical consequence
The most obvious implications are for the War on Drugs.
بارزترین پیامد آن جنگ علیه مواد است.
-
معنی
nounThe Theological Wordbook of the Old Testament notes that it includes “the additional implication of taking appropriate action.”
در یک کتاب لغت آمده است که این فعل «علاوه بر به یاد آوردن به معنی واکنش مناسب نشان دادن» نیز میباشد.
-
اهمیت
nounI hope I do not have to impress upon you the implications of this.
امیدوارم لازم نباشه اهمیت این موضوع رو برات توجیه کنم.
-
ترجمه های کمتر
- دلالت
- آرش
- فحوا
- پسایند
- چم
- اتهام
- درگیری
- (منطق) استلزام
- دخالت در جرم
- دست داشتن در (جرم و غیره)
- دست یازی
- شرکت در تبانی
- معنی ضمنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " implication " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Implication
-
مفهوم، دلالت (ضمنی)
عباراتی شبیه به "implication" با ترجمه به فارسی
-
شرطی منطقی
-
بازتابهای مالی، پیامدهای مالی، تبعات مالی
-
جنبههاي اقتصادي · درگيريهاي اقتصادي · شرايط اقتصادي · موقعیت اقتصادی · پيامدهاي اقتصادي
-
(جرم و غیره) دست داشتن در · (حقوق) شریک جرم دانستن · (قدیمی) به هم پیچیدن · (نادر) معنی دادن · به هم تاباندن · دربرداشتن · درگیر کردن · رساندن · شریک بودن · متهم کردن · مشمول کردن · پای کسی را به میان کشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن