ترجمه "imponderable" به فارسی

نسنجیدنی, نامعلوم, نادریاب بهترین ترجمه های "imponderable" به فارسی هستند.

imponderable adjective noun دستور زبان

Not ponderable; without sensible or appreciable weight; incapable of being weighed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نسنجیدنی

  • نامعلوم

  • نادریاب

  • ترجمه های کمتر

    • بی اندازه
    • بی تعقل
    • خارج از قوه ی تعقل
    • شناخت ناپذیر
    • غیرقابل اندازه گیری
    • معلوم نشدنی
    • هرچیز سنجه ناپذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " imponderable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "imponderable" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "imponderable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه