ترجمه "impressionist" به فارسی
برداشتگر, برداشتگرانه, برداشتگرایانه بهترین ترجمه های "impressionist" به فارسی هستند.
impressionist
adjective
noun
دستور زبان
One who adheres to the theory or method of impressionism. [..]
-
برداشتگر
-
برداشتگرانه
-
برداشتگرایانه
-
ترجمه های کمتر
- (بازیگر) مقلد
- (نقاش - نویسنده - موسیقی نگار) امپرسیونیست
- برداشت گرای
- تقلید درآور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impressionist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impressionist" با ترجمه به فارسی
-
(آنچه که برداشت کلی و سریعی را موجب شود) برداشت گذار · امپرسیونیستی · برداشت گرایانه · رجوع شود به impressionist
-
(آنچه که برداشت کلی و سریعی را موجب شود) برداشت گذار · امپرسیونیستی · برداشت گرایانه · رجوع شود به impressionist
-
(آنچه که برداشت کلی و سریعی را موجب شود) برداشت گذار · امپرسیونیستی · برداشت گرایانه · رجوع شود به impressionist
اضافه کردن مثال
اضافه کردن