ترجمه "improvisatory" به فارسی

حاضر جوابانه, وابسته به بدیهه گویی یا بدیهه سازی بهترین ترجمه های "improvisatory" به فارسی هستند.

improvisatory adjective دستور زبان

Of, pertaining to, or in the nature of improvisation [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حاضر جوابانه

  • وابسته به بدیهه گویی یا بدیهه سازی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " improvisatory " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "improvisatory" با ترجمه به فارسی

  • بی آمادگویانه (improvisatory هم می گویند) · وابسته به یا مانند فی البداهه
  • بی آمادگویانه (improvisatory هم می گویند) · وابسته به یا مانند فی البداهه
اضافه کردن

ترجمه های "improvisatory" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه