ترجمه "impudence" به فارسی
گستاخی, وقاحت, جسارت بهترین ترجمه های "impudence" به فارسی هستند.
impudence
noun
دستور زبان
The quality of being impudent, not showing due respect. [..]
-
گستاخی
nounI was inclined to take you, to punish you for your impudence.
خوشم آمد که تو را بگیرم و به خاطر گستاخی زنندهات تنبیهت کنم.
-
وقاحت
nounWell, I consider that extremely impudent on your part!
اما آقای عزیز! وقاحت از این بالاتر نیست.
-
جسارت
nounThat is for your impudence in answering mama awhile since, said he
گفت: این برای جسارت تو در چند دقیقه قبل موقع جواب دادن به مامان بود،
-
ترجمه های کمتر
- جلفی
- قشر
- بی حیایی
- بی شرمی
- عمل وقاحت آمیز (impudency هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impudence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impudence" با ترجمه به فارسی
-
بی حیایی · بی شرمی · نانجیبی
-
(در اصل) بی شرم · بیشرم · خوشمزه · دهان دریده · نانجیب · پرده دریده · پررو · گستاخ
-
ازروی بی حیایی · بی شرمانه · جسورانه · گستاخانه
-
(در اصل) بی شرم · بیشرم · خوشمزه · دهان دریده · نانجیب · پرده دریده · پررو · گستاخ
-
ازروی بی حیایی · بی شرمانه · جسورانه · گستاخانه
-
ازروی بی حیایی · بی شرمانه · جسورانه · گستاخانه
-
بی حیایی · بی شرمی · نانجیبی
-
(در اصل) بی شرم · بیشرم · خوشمزه · دهان دریده · نانجیب · پرده دریده · پررو · گستاخ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن