ترجمه "inability" به فارسی

ناتوانی, عجز, فروماندگی بهترین ترجمه های "inability" به فارسی هستند.

inability noun دستور زبان

lack of the ability to do something; incapability [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناتوانی

    noun

    The lack of ability to do something.

    Stuttering is very often a physical manifestation of frustration, an inability to cope.

    لکنت زبان اغلب تظاهر جسمانی سرخوردگی روحی است یعنی ناتوانی در یاز گاری با شرایط.

  • عجز

    noun

    that is all due to my inability

    همه اش بخاطر عجز و ناتواني منه

  • فروماندگی

  • عدم قدرت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inability " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Inability
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناتوانی، درماندگی، عجز

اضافه کردن

ترجمه های "inability" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه