ترجمه "inadequate" به فارسی
نابسنده, ناکافی, کم بهترین ترجمه های "inadequate" به فارسی هستند.
inadequate
adjective
دستور زبان
Not adequate; unequal to the purpose; insufficient; deficient; as, inadequate resources, power, conceptions, representations, etc. [..]
-
نابسنده
adjectivethat their emotional response is inadequate in some fashion.
حس میکنند که واکنشهای احساساتی آنها به نحوی نابسنده است.
-
ناکافی
It was so inadequate, what one could give in return;
آنچه او میتوانست در مقابل به دخترش عرضه کند بسیار ناکافی بود
-
کم
adjective pronoun noun
-
ترجمه های کمتر
- غيركافی
- ناچیز، معدود
- ناشایسته
- بی صلاحیت
- بی لیاقت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inadequate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inadequate" با ترجمه به فارسی
-
بی کفایتی · عدم تکافو
-
ازروی بی کفایتی · بطور غیر کافی · بطور نامناسب
-
ازروی بی کفایتی · بطور غیر کافی · بطور نامناسب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن