ترجمه "inanely" به فارسی
بیهوده, بطور پوچ یا بی معنی بهترین ترجمه های "inanely" به فارسی هستند.
inanely
adverb
دستور زبان
In an inane manner. [..]
-
بیهوده
adjectiveThey made inane and affected remarks to one another, entirely for her benefit.
این دو سخنهای پوپ و بیهوده و بی مغز میگفتند و آنا به وضوح میدید که از یکدیگر در عذاب و منزجرند.
-
بطور پوچ یا بی معنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inanely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inanely" با ترجمه به فارسی
-
بی مغزی · بی چمی · بیهودگی · خلا · هر چیز پوچ · پوچی · چرند · چرندی · کتره
-
احمق · احمقانه · بی معنی · بی مغز · بی چم · تهی · خالی · فضای لایتناهی · فضای نامحدود · پوچ · چرند
-
بی مغزی · بی چمی · بیهودگی · خلا · هر چیز پوچ · پوچی · چرند · چرندی · کتره
-
احمق · احمقانه · بی معنی · بی مغز · بی چم · تهی · خالی · فضای لایتناهی · فضای نامحدود · پوچ · چرند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن