ترجمه "inarticulate" به فارسی

گنگ, ناشمرده, خاموش بهترین ترجمه های "inarticulate" به فارسی هستند.

inarticulate adjective دستور زبان

speechless [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گنگ

    noun

    muttered something inarticulate, and Ruth went on.

    چیزی گنگ به زبان آورد و روت به سخنش ادامه داد،

  • ناشمرده

  • خاموش

    adjective

    said Jims on behalf of himself and the inarticulate Patsy.

    جیمز این را از طرف خود و پتسی همیشه خاموش اعلام کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • غیرزبانی
    • غیرلفظی
    • ناگویا
    • لال
    • نامشخص
    • (جانورشناسی) بی مفصل
    • (سخن) نامفهوم
    • بی بند
    • بیان نشدنی
    • غیر ملفوظ
    • فاقد قدرت بیان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inarticulate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inarticulate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inarticulate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه