ترجمه "incoherent" به فارسی

نامفهوم, نامنسجم, متناقض بهترین ترجمه های "incoherent" به فارسی هستند.

incoherent adjective دستور زبان

Not coherent, not in a consistent fashion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامفهوم

    I scream incoherently at Artery

    با کلماتی نامفهوم، سر آرتری جیغ میکشم.

  • نامنسجم

    When she does say something, it's mostly incoherent.

    وقتی حرف میزنه بیشتر نامنسجم حرف میزنه

  • متناقض

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • متنافر
    • ناسازوار
    • ناهمدوس
    • ناسامان مند
    • پرت و پلا
    • گسسته (از هم)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incoherent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incoherent" با ترجمه به فارسی

  • تناقض · عدم تطابق · عدم ربط · عدم چسبندگی · ناسازگاری
  • (اندیشه یا سخن) ناهمدوس (incoherency هم می گویند) · تنافر · تناقض · عدم انسجام · عدم تطابق · عدم ربط · عدم چسبندگی · فکر گیسخته · ناسازواری · ناسازگاری · ناسامان مندی · ناهمدوسش · ناهمدوسی · گسستگی
  • بدون داشتن ربط انشائی · بطور نامربوط · بطور ول
  • (اندیشه یا سخن) ناهمدوس (incoherency هم می گویند) · تنافر · تناقض · عدم انسجام · عدم تطابق · عدم ربط · عدم چسبندگی · فکر گیسخته · ناسازواری · ناسازگاری · ناسامان مندی · ناهمدوسش · ناهمدوسی · گسستگی
  • تناقض · عدم تطابق · عدم ربط · عدم چسبندگی · ناسازگاری
  • بدون داشتن ربط انشائی · بطور نامربوط · بطور ول
اضافه کردن

ترجمه های "incoherent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه