ترجمه "incomer" به فارسی
جانشین, سرزننده, فضول بهترین ترجمه های "incomer" به فارسی هستند.
incomer
noun
دستور زبان
One who comes in. [..]
-
جانشین
-
سرزننده
-
فضول
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- واردشونده
- شخص وارد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incomer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incomer" با ترجمه به فارسی
-
درآمد كشاورز · درآمد كشاورزي · درآمد مزرعه
-
(قدیمی) دخول · جریان · دخل · درآمد · درامد · عایدی · مداخل · کاربهر
-
مالیات بر درآمد شرکت
-
صورت درآمد
-
درآمد ناخالص
-
اوراق درآمد ثابت · درآمد ثابت
-
(حسابداری - بازرگانی) صورت درآمد · حساب بهره برداری · صورت حساب سود و زیان · صورت سود و زیان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن