ترجمه "incompossible" به فارسی

ناسازگار, مانعه الجمع, منافی یکدیگر بهترین ترجمه های "incompossible" به فارسی هستند.

incompossible adjective دستور زبان

(rare) Not capable of joint existence; incompatible; inconsistent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناسازگار

  • مانعه الجمع

  • منافی یکدیگر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incompossible " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "incompossible" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه