ترجمه "incongruously" به فارسی
بطور ناجوریا ناسازگار, بی ی نکه با هم جور باشدیا تطبیق نماید بهترین ترجمه های "incongruously" به فارسی هستند.
incongruously
adverb
دستور زبان
In an incongruous manner. [..]
-
بطور ناجوریا ناسازگار
-
بی ی نکه با هم جور باشدیا تطبیق نماید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incongruously " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incongruously" با ترجمه به فارسی
-
تباین · عدم تجانس · عدم موافقت یا تطابق · مخالفت · ناجوری · ناسازگاری · ناشایستگی
-
بی تناسبی · تباین · عدم تطابق · نابرابری · ناجوری · ناسازگاری · ناشایسته
-
تناقض · عدم تجانس · عدم تناسب · عدم توافق · منافات · ناسازگاری · ناهمجوری · ناهمخوانی · ناهمسازی · هرچیز ناهمخوان یا نامتجانس
-
ناسازگار · نامتجانس · ناهمجور · ناهمخوان
-
بی مناسبت · ناجور · ناسازگار · ناشایسته · نامتجانس · نامتوافق · نامناسب · ناهماهنگ · ناهمخوان · ناهمساز · ناهمگن
-
بی مناسبت · ناجور · ناسازگار · ناشایسته · نامتجانس · نامتوافق · نامناسب · ناهماهنگ · ناهمخوان · ناهمساز · ناهمگن
-
بی مناسبت · ناجور · ناسازگار · ناشایسته · نامتجانس · نامتوافق · نامناسب · ناهماهنگ · ناهمخوان · ناهمساز · ناهمگن
-
تناقض · عدم تجانس · عدم تناسب · عدم توافق · منافات · ناسازگاری · ناهمجوری · ناهمخوانی · ناهمسازی · هرچیز ناهمخوان یا نامتجانس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن