ترجمه "incoordinate" به فارسی

ناهمپایه, ناهماهنگ (واروی : coordinate) بهترین ترجمه های "incoordinate" به فارسی هستند.

incoordinate adjective دستور زبان

Not coordinate.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناهمپایه

  • ناهماهنگ (واروی : coordinate)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incoordinate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incoordinate" با ترجمه به فارسی

  • اختلالات جابجایی · اختلالات حرکت · عدم همکاری · لنگش · ناهماهنگی · ناهماهنگی (به ویژه ناهماهنگی عضلات که حرکت را مختل می کند) · ناهماهنگی (حرکت)
  • اختلالات جابجایی · اختلالات حرکت · عدم همکاری · لنگش · ناهماهنگی · ناهماهنگی (به ویژه ناهماهنگی عضلات که حرکت را مختل می کند) · ناهماهنگی (حرکت)
اضافه کردن

ترجمه های "incoordinate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه