ترجمه "incorrupt" به فارسی
ناآلوده, درستکار, ناب بهترین ترجمه های "incorrupt" به فارسی هستند.
incorrupt
adjective
دستور زبان
not corrupt, void of moral corruption [..]
-
ناآلوده
-
درستکار
adjectiveyou truly are incorruptible, arent you
تو. واقعا. فساد ناپذير درستکار هستي ، مگه نه
-
ناب
adjective
-
ترجمه های کمتر
- درست
- (از نظر اخلاقی) نافاسد
- (زبان)سره
- (متن) بی اشتباه
- (مهجور) ناپوسیده
- رشوه نگیر
- فاسد نشده
- پاک نهاد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incorrupt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incorrupt" با ترجمه به فارسی
-
تباهی ناپذیر · تطمیع نشدنی · فاسد نشدنی (به ویژه از نظر اخلاقی)
-
با ازادگی رشوه خواری · بطور غیر قابل تطمیع · بطور فساد ناپذیر
-
فاسد نشدگی · فساد ناپذیری · پاکی
-
ازادگی از رشوه خواری · تنزه از ارتشاء · سالم ماندن جسد · فساد ناپذیری
-
(قدیمی) فساد ناپذیری · فساد ناپذیری
-
ابدی · تطمیع نشدنی · جاودانی · رشوه نگیر · فاسد نشدنی
-
(قدیمی) فساد ناپذیری · فساد ناپذیری
-
ازادگی از رشوه خواری · تنزه از ارتشاء · سالم ماندن جسد · فساد ناپذیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن