ترجمه "increase" به فارسی
افزودن, افزایش, رشد بهترین ترجمه های "increase" به فارسی هستند.
(intransitive, of a quantity) to become larger. [..]
-
افزودن
verbExcess of toil wore out Fantine, and the little dry cough which troubled her increased.
افراط در کار، فانتین را خسته میکرد و سرفههای کوچک خشکی که از چندی پیش داشت افزودن میشد.
-
افزایش
nounIt cannot be denied that crime is on the increase.
اینکه جنایت رو به افزایش است،نمی تواند انکار شود.
-
رشد
nounAs we approach your new home, you'll notice a dramatically increased military presence.
همزمان با نزديک شدن ما به خانه ها ي شما ميتونين رشد چشم گير حضور نظاميان رو ببينين
-
ترجمه های کمتر
- توسعه
- توسعه دادن
- زیاد کردن
- نمو
- افزودگی
- والیدن
- گوالش
- (قدیمی) زاد و ولد
- اضافه کردن
- اضافه کردن یا شدن
- افزایش یافتن
- ترفیع دادن
- زیاد کردن یا شدن
- نمو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " increase " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
افزایش دادن
What reward can you expect from increasing your study of God’s Word?
با افزایش دادن ساعات مطالعهٔ کلام خدا چه اجری نصیب ما میشود؟
تصاویر با "increase"
عباراتی شبیه به "increase" با ترجمه به فارسی
-
کاتن ماتر (نویسنده ی امریکایی)
-
دوخب دوخ شیازفا
-
مدیریت عایدات افزایش- سود
-
اضافه حقوق خودکار
-
امش دمارد هکنیا یارب( یگدنز هنیزه هنالاس شیازفا دیامن یربارب )مروت( یگدنز هنبزه شیازفا اب دیناوتب نیمات یفاضا دمآرد و یتبرویکس لایسوس یاهتخادرپ)دبای یم شیازفا هلاسره دوخبدوخ )ssi( یعامتجا
-
افزایش تولید · تقویت اقتصادی
-
بازده فزاینده نسبت به مقیاس
-
ترقی