ترجمه "increscent" به فارسی
فزونگر, (به ویژه در مورد ماه) رو به تربیع, در حال بزرگ شدن بهترین ترجمه های "increscent" به فارسی هستند.
increscent
noun
دستور زبان
(heraldry) A crescent oriented with horns turned to dexter (pointing left). [..]
-
فزونگر
-
(به ویژه در مورد ماه) رو به تربیع
-
در حال بزرگ شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " increscent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "increscent"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن