ترجمه "independently" به فارسی

مستقلانه, ازادانه, بدون منت کشیدن منت از دیگران بهترین ترجمه های "independently" به فارسی هستند.

independently adverb دستور زبان

In an independent manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستقلانه

    How can Secretary Kim decide this independently? No.

    چطور منشي " کيم " ميتونه مستقلانه اين کار رو انجام بده ؟

  • ازادانه

  • بدون منت کشیدن منت از دیگران

  • ترجمه های کمتر

    • برای خود
    • پیش خود
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " independently " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "independently" با ترجمه به فارسی

  • موسیقی مستقل
  • متغیر وابسته و مستقل
  • حزب استقلال و کار
  • (شخص یا شرکت) خودباش I( -4 بزرگ - انگلیس - سده ی هفدهم) جزو فرقه ی خودباش گرایان (که طرفدار استقلال کلیساهای هر محل بودند) · آدم ناوابسته · جداسر · خودایستا · خودباش · خودبسنده · خودفرمان · خودکفا · خودگردان · داوطلب منفرد · متکی به خود · مختار · مستقل · ناوسته · ناویخته · نماینده ی منفرد · وابسته به استقلال طلبان کلیسایی
  • تقاضاهای مستقل
  • سي.آي.اس (کشورهاي مستقل مشتركالمنافع)
  • (دستور زبان) جمله ی پایه · جلمه ی اصلی · جمله ی ناوابسته (در برابر: جمله ی وابسته dependent clause)
  • ساموآ · ساموآي غربي · كشور مستقل ساموآي غربي
اضافه کردن

ترجمه های "independently" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه