ترجمه "indexical" به فارسی
فهرستی, مرتب بشکل فهرست بهترین ترجمه های "indexical" به فارسی هستند.
indexical
adjective
noun
دستور زبان
Of, pertaining to, or like, an index; having the form of an index. [..]
-
فهرستی
-
مرتب بشکل فهرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indexical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indexical" با ترجمه به فارسی
-
شاخص قیمت مصرف کننده
-
(نسبت درازا به پهنای صورت انسان) نمایه ی چهره · رخ نمایه
-
شاخص هزینه زندگی
-
نمایه کتابشناختی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن