ترجمه "indian" به فارسی
هندی, ذرتی, (امریکا) ساخته شده از ذرت بهترین ترجمه های "indian" به فارسی هستند.
indian
-
هندی
adjective noun properwhen i was bowing, my legs were indian-style
وقتی داشتم تعظیم میکردم، پاهام مدل هندی بودند
-
ذرتی
-
(امریکا) ساخته شده از ذرت
-
ترجمه های کمتر
- اهل شبه قاره ی هند
- اهل هندوستان
- رجوع شود به American Indian
- سرخپوست و سرخپوستی
- وابسته به سرخپوستان و زبان و فرهنگ آنان
- وابسته به مردم و زبان و فرهنگ هندوستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Indian
adjective
noun
proper
دستور زبان
Of or relating to India or its people. [..]
-
سرخپوست
individual of, or related to, the aboriginal people of the Americas
I quickly deduced that you're an Indian fighter.
پس استنباط کردم که شما مبارز سرخپوست ها باشي.
-
هندی
adjectiveThe woman is Indian, dressed in a colourful sari.
زن هندی است و ساری رنگارنگی به تن دارد.
-
هندو
Thanks to you, the Indians killed all the white people and took over America.
به لطف تو هندو ها تمام انسان هاي سفيدپوست رو کشتن و همه ي آمريکا رو به تسلط در آوردن.
-
هندوستانی
noun
تصاویر با "indian"
عباراتی شبیه به "indian" با ترجمه به فارسی
-
فرونیا لیمونیا · ليمونيا اسيديزيما
-
دارخزک خالدار هندی
-
سناي هندي · سیناموموم تامالا
-
انگلیسی و هندی · تبعه ی انگلیس ساکن هند · زبان انگلیسی رایج میان هندیان انگلیسی تبار · واژه های انگلیسی که از هندی عاریه گرفته شده · کسی که اصلش مخلوطی از انگلیسی و هندی باشد
-
مرغ حق هندی
-
اقیانوس هند مرکزی
-
(امریکا) · (عامیانه) آدم دست و پاچلفتی · احمق · بی عرضه · مجسمه ی چوبی مرد سرخپوست (که سابقا جلو مغازه های سیگارفروشی قرار می دادند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن