ترجمه "indigested" به فارسی

نسنجیده, آشفته, بی تفکر و تعمق بهترین ترجمه های "indigested" به فارسی هستند.

indigested adjective دستور زبان

Not digested; undigested [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نسنجیده

  • آشفته

    adjective
  • بی تفکر و تعمق

  • ترجمه های کمتر

    • درهم و برهم
    • رجوع شود به undigested
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indigested " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indigested" با ترجمه به فارسی

  • بد گوار بودن · غیر قابل هضم بودن
  • بدگوار (انه) · دارای یا وابسته به سو هاضمه
  • اختلالات گوارشی · اسهال نوزاد جانوران · انسداد روده · بداشتهایی · بدگواری · دل درد · دُشگواري · رودل · سوء هاضمه · سوهاضمه · عدم هضم · فزونی ترشح کلریدریک اسید · ناگوارایی · ناگوارش · هضم ناپذیری · يبوست · گوارش ناپذیری
  • بدگوار · غیرقابل هضم · ناگوارا · ناگواردنی · گوارش ناپذیر
  • بدگوار · غیرقابل هضم · ناگوارا · ناگواردنی · گوارش ناپذیر
  • اختلالات گوارشی · اسهال نوزاد جانوران · انسداد روده · بداشتهایی · بدگواری · دل درد · دُشگواري · رودل · سوء هاضمه · سوهاضمه · عدم هضم · فزونی ترشح کلریدریک اسید · ناگوارایی · ناگوارش · هضم ناپذیری · يبوست · گوارش ناپذیری
  • بد گوار بودن · غیر قابل هضم بودن
  • اختلالات گوارشی · اسهال نوزاد جانوران · انسداد روده · بداشتهایی · بدگواری · دل درد · دُشگواري · رودل · سوء هاضمه · سوهاضمه · عدم هضم · فزونی ترشح کلریدریک اسید · ناگوارایی · ناگوارش · هضم ناپذیری · يبوست · گوارش ناپذیری
اضافه کردن

ترجمه های "indigested" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه