ترجمه "indomitable" به فارسی
سرکش, راسخ, استوار بهترین ترجمه های "indomitable" به فارسی هستند.
indomitable
adjective
دستور زبان
Incapable of being subdued, overcome, or vanquished. [..]
-
سرکش
adjectiveit is themonarchies clearing the decks in opposition to the indomitable French rioting.
هیاهوی کشورهای سلطنتی بر ضد شورش سرکش فرانسه است.
-
راسخ
a solid work ethic, and an indomitable belief in the future
يه کار محکم و يک اعتقاد راسخ در آينده
-
استوار
-
ترجمه های کمتر
- (آنچه که به آسانی قابل شکست دادن یا سرکوب کردن یا تحت سلطه درآوردن نباشد) شکست ناپذیر
- تسلیم نشدنی
- سرکوب ناپذیر
- سلطه ناپذیر
- چیرگی ناپذیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indomitable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "indomitable" با ترجمه به فارسی
-
ازروی سر سختی · یا لجاجت
-
تسخیر ناپذیری · شکست ناپذیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن