ترجمه "indoors" به فارسی

به داخل ساختمان, به سوی درون, در داخل ساختمان یا بنا بهترین ترجمه های "indoors" به فارسی هستند.

indoors adverb دستور زبان

In or into a building. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به داخل ساختمان

    I suggest we all move indoors before we get caught in one of our famous Maine storms.

    پیشنهاد میکنم قبل از آن که گرفتار یکی از طوفانهای مشهور ایالت مِین ما شویم، به داخل ساختمان برویم.

  • به سوی درون

  • در داخل ساختمان یا بنا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indoors " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indoors" با ترجمه به فارسی

  • در جای سرپوشیده · در داخل بنا · درونی · وابسته به درون ساختمان
  • هاکی سالنی
  • تغذیه داخل خانه
  • کیفیت هوای داخل ساختمان
  • عشرتکده · گرمخانه · گلخانه
  • مقدمات
  • (امریکا) نوعی ((سافت بال)) (softball) که در جاهای سرپوشیده بازی می کنند
  • گياهان خانگي · گياهان درونخانهاي · گياهان مخزني · گیاهان گلدانی
اضافه کردن

ترجمه های "indoors" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه