ترجمه "indrawn" به فارسی

اندرکشیده, بافکر, درروانه بهترین ترجمه های "indrawn" به فارسی هستند.

indrawn adjective دستور زبان

That which has been drawn in. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندرکشیده

  • بافکر

  • درروانه

  • ترجمه های کمتر

    • درون سنج
    • درون نگر
    • درون کشیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indrawn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "indrawn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه