ترجمه "indurate" به فارسی

سخت کردن, (نادر) سخت, (پوست دست و غیره) پینه خورده کردن بهترین ترجمه های "indurate" به فارسی هستند.

indurate adjective verb دستور زبان

Indurated, obstinate, unfeeling, callous. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت کردن

    verb
  • (نادر) سخت

  • (پوست دست و غیره) پینه خورده کردن

  • ترجمه های کمتر

    • بی حس و حال کردن
    • دلسخت کردن
    • دلسنگ کردن
    • سفت کردن یا شدن
    • سنگ دل
    • محکم و پابرجاکردن
    • مستقر کردن
    • پینه خوردن
    • پینه خورده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indurate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "indurate" با ترجمه به فارسی

  • تصلب شرائین
  • سخت کننده · سفت کننده · پینه دار کننده
  • بی عاطفگی · تصلب · سخت شدگی · سختی · پوست کلفتی · پینه خوردگی
  • بی عاطفگی · تصلب · سخت شدگی · سختی · پوست کلفتی · پینه خوردگی
اضافه کردن

ترجمه های "indurate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه