ترجمه "inefficiency" به فارسی

بی کفایتی, بی ظرفیتی, بی عرضگی بهترین ترجمه های "inefficiency" به فارسی هستند.

inefficiency noun دستور زبان

Lack of efficiency or effectiveness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی کفایتی

    noun

    That press at Pistoja is very inefficiently managed, to my thinking;

    به نظر من، مطبوعات در پیستویا با بی کفایتی اداره میشود؛

  • بی ظرفیتی

    noun
  • بی عرضگی

  • ترجمه های کمتر

    • عدم قابلیت
    • عدم کارایی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inefficiency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Inefficiency
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عدم کارایی

عباراتی شبیه به "inefficiency" با ترجمه به فارسی

  • ازروی بی عرضگی · ازروی بی کفایتی · با نداشتن قابلیت · بیفایده
  • غیرکارآ؛ غیرکارآمد
  • بی عرضه · بی کفایت · غیر موثر · ناکارا · کم بازده · کم راندمان
  • ازروی بی عرضگی · ازروی بی کفایتی · با نداشتن قابلیت · بیفایده
  • بی عرضه · بی کفایت · غیر موثر · ناکارا · کم بازده · کم راندمان
اضافه کردن

ترجمه های "inefficiency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه